![]() |
![]() |
|
| مطالب و اشعار پارسی |
|
معما در گذر از سالهای رفته تو ای تنها مانده در جمعی روشن در عین پیچیدگی ساده ای مثل عبور عابری تنها در شبی بارانی از کوچه های سرد و خالی کمی آنطرفتر چشمانی انتظار حضور سبزت را دارد و تو باز میروی با هم و تنها
معمای قرن! مهربانی ات را به او ارزانی کن او که با تو و بی تو تنهاست او که تا صبح برای کودکت لالایی گفت و روشنی بخش کلبه توست دستان گرمش را پذیرا باش و بخند به زندگی و لبخندت را ارزانی کن به یاس های منتظر به کودکان تنها و قاصدک های بی عبور و حتی برای شادی دیوانگان و سگ های و لگردبخند آنوقت خواهی دید زندگی هم برای تو لباس رقص می پوشد میرقصد و می خندد
مریم(دیانا) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 30 شهریور1386ساعت 0:51 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من مریم هستم و پیش از اینکه کار خودم رو به یاری خداوند در وبلاگ سرزمین آریایی آغاز کنم
همراه با همکارم در وبلاگ دل بارانی مطلب و شعر می نوشتم |
| پیوندهای روزانه |
|
سرزمین جاوید جام جم امرداد_خسرو فرهنگ ایران(پرویز ورجاوند) سهراب سپهری انجمن شاعران ایران مرد آریایی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1387 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر ایران باستان زندگینامه سایر مطالب |
| پیوندها |
|
مرد تنها آرمان ناگفته های مدفون غم تنهایی آسمان شب طبیعت فراموش شده وفادار دل شکسته سبز به رنگ خدا راه راست صدای دل زندگی سرود مهتاب حدیث دل دختر پاییزی وبلاگ مرد آریایی |
|
RSS
|